يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى
38
تاريخ مبارك شاهى ( فارسى )
الغ خان به حضرت سلطان باز نمود كه احوال دستاربندان حضرت برين جمله است - فرمان شود ايشان را در اقطاعات « 1 » خويش بروند - تا اين فسده زيادت نگردد - سلطان همچنان كرد - فامّا مكتوب اكابر پيش از آن بر قتلغ خان و كشلو خان رسيده بود - مسافت صد كروه به دو روز « 2 » قطع كرده از سامانه در حوالئ شهر برسيدند - چون ايشان را روشن گشت كه اكابر مذكور از شهر بيرون آمده و در اقطاعات رفته متامّل و متفكّر شدند - سلطان مرحوم دروازهاى شهر محكم گردانيده و امراى حضرت را بجنگ ايشان نامزد فرمود - چون طاقت مقاومت نداشتند منهزم گشتند - كشلو خان باز در ولايت خويش برفت - و اغلب حشم دست راست شده به حضرت پيوستند - و اين فتنه فرو نشست - چون خبر « 3 » بر الغ خان رسيد سالما و غانما مراجعت كرد - و در روز سهشنبه يازدهم ماه جمادي الآخر سنه خمس و خمسين و ستمائه به حضرت « 4 » باز رسيد - و در آخر سال مذكور لشكر ملاعين از طرف خراسان در حدود اچّه و ملتان رسيد - كشلو خان بلبن نيز « 5 » بعهد و امان با لشكر ملاعين پيوست - سلطان بدفع ايشان لشكرها جمع كرد - چون خبر عزيمت سلطان و جمعيت انبوه بديشان رسيد بازگشته سمت خراسان رفتند - سال ديگر سنه ست و خمسين و ستمائه رسولان تركستان به حضرت آمدند - ايشان را چنانچه شرط اعزاز و اكرام باشد بتشريفات فاخر و انعامات ذاخر مشّرف گردانيدند « 6 » و با يادگار تحف باز فرستادند - و همدر آن سال روز يكشنبه ششم ماه محرم بر عزيمت دفع كفار مغل لشكر برون آورد - و در حوالئ شهر
--> ( 1 ) M . و اقطاعات ( 2 ) Tabakat NaSiri , p . 223 : در دو روز و نيم بعد مسافت صد كروه را قطع كردند * ( 3 ) M . خبر الغ خان ( 4 ) M . omits به حضرت ( 5 ) B . بلبلن بدست و امان ( 6 ) فرستاد and گردانيد M .